همه ما بارها با افرادی مواجه شدهایم که رزومه های پر از مدرک و دوره آموزشی دارند، اما هنگام عمل، نتیجه ای که انتظار میرود را رقم نمیزنند. این پدیده، شکاف عملکرد نامیده میشود. ریشه این شکاف، اغلب در تمرکز بیش از حد بر دانستن Gap است.ریشه این شکاف، اغلب در تمرکز بیش از حد بر دانستن (Knowledge)، نهفته است و غفلت از توانستن Competence (شایستگی) است. در دنیای امروز که تغییرات سریع، نوآوری و پیچیدگی محیط کسبوکار را حکمفرما کرده است، سازمانها دیگر به دنبال کارمندانی صرفاً مطلع نیستند؛ آنها به دنبال افرادی هستند که بتوانند در موقعیتهای واقعی، عملکردی استثنایی از خود نشان دهند. اینجا است که مفهوم «شایستگی» (Competency) اهمیت محوری پیدا میکند.
هدف این راهنما، ارائه یک دیدگاه جامع و عملی نسبت به مدلها و چارچوب هایروشها و فرآیندهای مؤثر برای شناسایی، ارزیابی و توسعه نظاممند شایستگیهای کلیدی در سطح فردی و سازمانی است.
مبانی نظری شایستگیها
برای توسعه مؤثر، ابتدا باید دقیقاً بدانیم که شایستگی چیست و چه تفاوتی با مفاهیم مشابه دارد.برای مطالعه ی جامع تر مفهوم شایستگی و تاریخچه این موضوع به مقاله مربوطه مراجع کنید.
تفاوت شایستگی با عملکرد و نقش شغلی
برای درک این تفاوت مهم، ابتدا به سه مفهوم اصلی بپردازیم:
شایستگی (Competency): خصوصیاتی درونی و رفتاری است که فرد را قادر میسازد یک کار را با کیفیت انجام دهد؛ مثل انگیزه، دانش، مهارت، نگرش.
عملکرد (Performance): نتیجه واقعی و خروجی قابل اندازهگیری از کار فرد در یک بازه زمانی خاص.
نقش شغلی (Job Role): مجموعه وظایف و مسئولیتهای رسمی که فرد طبق شرح شغل باید انجام دهد.
یک فرد میتواند شایستگیهای بالایی داشته باشد اما عملکرد ضعیفی ارائه دهد (اگر انگیزهای برای بهکارگیری نداشته باشد)، یا برعکس، عملکرد خوبی داشته باشد اما شایستگیهای لازم برای ارتقا یا نقشهای پیچیدهتر را کسب نکرده باشد. توسعه شایستگی به دنبال همسو کردن پتانسیل درونی با انتظارات نقش و نتایج مطلوب است.
مدل چارچوببندی شایستگیها
برای اینکه توسعه شایستگیها نظاممند باشد، باید آنها را در قالب مدلها ساختاردهی کرد. این مدلها به عنوان نقشه راه عمل میکنند.
مدل شایستگی بر اساس نقش (Role-Based Competency Models)
این مدلها بر اساس تحلیل دقیق مشاغل و نقشهای سازمانی خاص طراحی میشوند.
مدل شایستگی هستهای (Core Competencies)
این شایستگیها برای همه کارکنان سازمان، صرف نظر از سمت یا واحد، حیاتی هستند. اینها نشاندهنده فرهنگ و ارزشهای اصلی سازمان میباشند.
مثالها:
- تعهد سازمانی
- تفکر سیستمی
- اخلاق حرفهای
- همکاری بین واحدی
مدل شایستگی مدیریتی/رهبری (Leadership Competencies)
این گروه از شایستگیها برای افرادی که مسئولیت مدیریت تیمها، هدایت استراتژیها و تصمیمگیریهای سازمانی را بر عهده دارند، ضروری است.
مثالها:
- رهبری تحولآفرین
- تصمیمگیری استراتژیک
- توانمندسازی تیم (Empowerment)
- مدیریت تغییر
مدل شایستگی فنی/تخصصی (Technical/Functional Competencies)
این شایستگیها مستقیماً به دانش و مهارتهای مورد نیاز برای انجام وظایف فنی یک حوزه کاری خاص مرتبط هستند (مانند مهندسی، مالی، بازاریابی دیجیتال).
مدل شایستگی مبتنی بر عملکرد برتر (Behavioral Event Interview – BEI)
یکی از قویترین روشها برای ساخت مدلهای شایستگی، تحلیل مصاحبه رفتاری است. این روش بر این فرض استوار است که بهترین پیشبینیکننده رفتار آینده، رفتار گذشته است.
مراحل تعیین چارچوب شایستگی سازمانی:
- ۱. شناسایی افراد عملکرد برتر (Top Performers): انتخاب افرادی که بهطور مداوم نتایج استثنایی کسب کردهاند.
- ۲. انجام مصاحبههای رفتاری (BEI): مصاحبهشوندگان تشویق میشوند تا در مورد موقعیتهای خاصی که در آن «بسیار موفق» یا «بسیار ناموفق» بودهاند، صحبت کنند. تکنیک STAR (Situation, Task, Action, Result) به کار گرفته میشود.
- ۳. تحلیل دادهها: تحلیل پاسخها برای یافتن الگوهای رفتاری مشترک که منجر به نتایج برتر شدهاند.
- ۴. مدلسازی: تبدیل این الگوهای رفتاری به شایستگیهای قابل تعریف و قابل اندازهگیری.
فرمولاسیون سطحبندی شایستگی:
هر شایستگی معمولاً در سطوح مختلفی تعریف میشود تا برای مشاغل مختلف قابل انطباق باشد. اگر شایستگی «حل مسئله پیچیده» را در نظر بگیریم:
- سطح ۱ (مبتدی): قادر به شناسایی و گزارش مشکلات روتین است.
- سطح ۳ (ماهر): قادر به تجزیه و تحلیل علل ریشهای مشکلات چندوجهی و ارائه راهحلهای عملی است.
- سطح ۵ (متخصص): قادر به پیشبینی مشکلات نوظهور، طراحی چارچوبهای سیستمی برای پیشگیری، و آموزش دیگران در حل مشکلات بسیار پیچیده است.
ابزارها و تکنیکهای پیشرفته توسعه شایستگی
برای نیل به توسعه پایدار، نیاز به ابزارهای نوینی است که فراتر از کلاسهای آموزشی سنتی عمل کنند.
یادگیری مبتنی بر بازی و شبیهسازی (Gamification and Simulation)
از آنجا که شایستگیها رفتارهای درونی هستند، شبیهسازی محیطهایی که ریسک کمی برای شکست وجود دارد، امکان تمرین شایستگیها را فراهم میآورد.
شبیهسازی: برای توسعه شایستگی «مدیریت بحران»، تیمها در یک محیط شبیهسازی شده (مانند یک اتاق کنترل مجازی) قرار میگیرند که در آن، یک بحران فنی رخ داده است. تمرکز اصلی بر فرآیند تصمیمگیری، مدیریت استرس، و ارتباطات تحت فشار است.
بازیوارسازی: استفاده از عناصر بازی مانند امتیازدهی، نشانها (Badges)، و جداول ردهبندی (Leaderboards) برای افزایش انگیزه و تعامل کارکنان در فرآیندهای یادگیری شایستگی.
ترویج فرهنگ یادگیری مداوم (Growth Mindset)
توسعه شایستگیها تنها وظیفه واحد منابع انسانی نیست؛ بلکه باید در تار و پود فرهنگ سازمانی تنیده شود. این امر نیازمند ترویج «ذهنیت رشد» (Growth Mindset) است که توسط خانم کارول دوک (Carol Dweck) معرفی شد.
مؤلفههای کلیدی ذهنیت رشد برای توسعه شایستگی:
- پذیرش شکست به عنوان داده: کارکنان باید درک کنند که شکست در تلاش برای بهکارگیری یک شایستگی جدید، بخشی طبیعی از فرآیند یادگیری است و نباید مجازات شود.
- تاکید بر تلاش و فرآیند: تشویق و پاداش دادن به تلاش برای بهبود، نه فقط نتایج نهایی.
- تمرکز بر «هنوز» (Not Yet): به جای گفتن «شما این شایستگی را ندارید»، گفتن «شما هنوز این شایستگی را به طور کامل توسعه ندادهاید».
نتیجهگیری و جمعبندی
توسعه شایستگی یعنی پلزدن بین دانستن و عملکردن. در عصر اطلاعات، دانش به سرعت کهنه میشود و مهارتها دستخوش تغییر میگردند، اما شایستگیهای عمیقتر (مانند انعطافپذیری شناختی، حل مسئله پیچیده، و نفوذ کلام) هستند که تفاوت بین عملکرد متوسط و عملکرد استثنایی را رقم میزنند.
سازمانهایی که در توسعه شایستگیها موفق عمل میکنند، از یک رویکرد چهار مرحلهای پیروی میکنند:
- ۱. تشخیص دقیق: استفاده از مدلهای ساختاریافته و ابزارهای ارزیابی قوی (مانند BEI و ۳۶۰ درجه) برای شناسایی شایستگیهای مورد نیاز و شکافهای موجود.
- ۲. برنامهریزی استراتژیک: طراحی برنامههای توسعهای که بر تجربه عملی (۷۰%) و تعاملات سازمانی (۲۰%) تمرکز دارد.
- ۳. اجرای شخصیسازی شده: استفاده از کوچینگ و مربیگری برای هدایت تغییرات رفتاری درونی.
- ۴. تثبیت فرهنگی: ایجاد فرهنگی که در آن یادگیری، آزمایش و حتی شکستهای سازنده، به عنوان موتور محرک توسعه شایستگیها تلقی شوند.
در نهایت، توسعه شایستگیها یک سرمایهگذاری بلندمدت بر روی سرمایه انسانی است که مستقیماً به انعطافپذیری، نوآوری و عملکرد پایدار سازمانی منجر خواهد شد. این فرآیند، تضمین میکند که کارکنان نه تنها «دانش» لازم را دارند، بلکه در هر لحظه و موقعیت، قادر به «عملکرد برتر» نیز هستند، مدیران مدیا با آماده کردن بسته های تحلیل مدیریتی فیلم سال هاست که به رشد و توسعه شایستگی های سازمانی کمک میکند.